محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

556

خلد برين ( فارسى )

گفتار در ذكر بعضى از سوانح عبرت‌افزا كه در زمان دولت اسماعيل ميرزا بعد از اين قضايا روى نمود . چون تيغ قهر و سياست اسماعيل ميرزا به خون برادران و برادرزادگان و بنى اعمام به سرخ‌روئى نام برآورد به شكرانهء آن بساط كامرانى گسترد و به خواهش تمام و شوق مالا كلام متوجه نظام و انتظام مهام مملكت و پژوهش حال سپاهى و رعيت گرديده در امنيت و آبادانى بلاد و ترفيه حال عباد به اعتقاد خود مساعى جميله به ظهور رسانيد و با آن كه دلش مىخواست كه از جزئى و كلى امور سلطنت و نقير و قمطير احوال تمام مملكت خبردار بوده بىوقوف و اطلاع وى كارى از پيش نرود اكثر اوقات كارها معطل بود و كمتر متوجه نظام و انتظام مهام مملكت مىشد و دانسته در فيصل قضايا و برآمد كار خلايق مساهله و اهمال مىنمود و مدار كارگزارى را بر تغافل گذاشته درى از انجاح مرام بر روى خواص و عوام نمى - گشود چنانچه هيچ حكمى از احكام سلاطين سلف در زمان دولت او به امضا نرسيد و به هيچكس منصبى نداد كه بعد از چند روز قلم نسخ و تغيير بر آن نكشيد . مؤيد اين مقال آن كه نخست در روز چهارشنبه بيست و ششم شهر ربيع الاول سال نهصد و هشتاد و پنج رقم عزل بر صحيفهء حال وزير صائب تدبير آگاه ، ميرزا شكر الله كه يازده ماه پيش از آن منظور نظر تربيت و عنايت وى گرديده به منصب والاى وزارت ديوان اعلى رسيده بود كشيده ميرزا سلمان جابرى ناظر بيوتات را بر سرير وزارت متمكن گردانيد و زمام مهام ملك و ملت و سررشتهء قبض و بسط امور سلطنت را به كف كفايت و قبضهء درايت وى نهاده ابواب عنايت بىغايت بر روى وى گشاد . و از مدارج اعتلاى خدمتش يكى آن بود كه به موجب فرمان در روز ديوان